با توجه به سابقه روستانشینی در کشور ایران و اهمیت دستیابی به توسعه ؛ نمی توان بدون در نظر گرفتن جنبه هـای اجتمـاعی و اقتصـادی حاکم بر جامعه روستایی کشور؛ آرزوی تحقق این پدیده را داشت . شناخت نیازها، کمبودهـا، امکانـات و الزمـات حـاکم بـر ایـن جامعـه می تواند روند دستیابی به توسعه در کشور را تسهیل یا کند نماید .
توسعه پایدار روستایی نیز یک فرآیند می باشد که در نتیجه حصول به آن نیازمندی های مادی و معنوی این جامعه محروم بـا دسـتیابی بـه رفاه به سبب ارتقاء سطح کیفیت زندگی و کاهش فقر و ثبات نسبی در اقتصاد ، قابـل حصـول خواهـد بـود ؛ پـس ایـن امـر نیـاز بـه یـک برنامه ریزی سیستمی و همه جانبه را طلب می کند .
بهتر می دانیم در جامعه ایرانی ، بخصوص، جامعه روستایی کشـور موضـوع مالکیـت بر منابع تولید و مسکن با حساسیت بیشتری پیگیری می گردد . در فرایند توسعه پایدار روستایی ایجاد حس مشارکت، اعطای مسئولیت، امتیازدهی و از همـه مهـم تـر ، اعطـای مالکیـت بـه شـکل دقیـق می تواند از چالش های ریشه دار دراین خصوص کاسته و شرایط مناسبی را برای شکوفایی جامعه و زیر ساخت های اقتصـادی و اجتمـاعی آن به ارمغان آورد.